استاد عشق....

خرید بک لینک

دارم میام تهران

دیاری که از اسفند کم وبیش ترکش کردم

و اعتراف میکنم که از نظر فرهنگی چقدر باهاش راحتم و همیشه در خانه ماندن آزارم میدهد و طول کشید تا فهمیدم چطوری کنار بیایم در مرودش دوام بیارم....

خانه مادر برادر خواهر و روزهایی که جنگ و دعوا و سردی بود...

و لحظه آخر خداحافظی

آزمون استخدامی که امید دارم قبول بشم

مرگ برادر استاد و لحظه ورودم استقبالم نمی آید... و گل نمی آورد...

دلتنگش هستم و منتظر تا بیاید و مرهم دل هم باشیم و باز هم با عشق یکدیگر زنده بمانیم و ادامه بدهیم

در این سفر

خانه میگیریم

مصاحبه دانشگاه میرم

آزمایش خون

خرید نیم ست نشون و سر سفره عقد

مهریه، ماشین و موارد دیگر را باهم چک میکنیم

دیگر میدانم کنار او ماندن سرنوشت من است

من با ظاهرش کاری ندارم به حرف مردم بی اعتنایی هرجور بخواهم زندگی میکنیم

تمیز شیک زیبا

جایی که حق من است... زندگی زیبا

سرنوشت برای ما چه میخواهد

ما فقط دو نفریم که عاشقیم

و میخواهیم زندگی را زیبا کنیم

جمله ی مهم و عجیب کتابخانه مسجد رسول را فراموش نمیکنم

عشق واقعی وجود ندارد

عشق را باید ساخت

وبرای یک عمر به آن دل خوش کرد...

دوستت دارم عشق جانم...

من بینظرم.......

ما را در سایت من بینظرم.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 12:11

صفحه بندی