پس از 9ماه دل کردم و رفتم دیدار زهراو سعیده دوستای قشنگم در نمایشگاه کتاب...
خیلی حالم خوب شد، الان به ذهنم رسید کاش چیزی میبردم، دست خالی رفتم....
چقدر دوستشون دارم... قرار شد به یکیشون بعد از عید تدریس کنم....
نیلوفر حرفی از ایمیل آنی نزده و معلوم نیست برم ارمنستان
ببینیم قسمت چیه...
چندروزه نخوندم... باید باز برم جلو..
چقدر حالم خوبه دیدمشون...
امیدوارم سالهای سال باهم خوب بمونیم....
خوشحالم زهرا پسر اوکراینی رو ول کرد.... حالش خوب بود و همچنان پرمهر بودند... دعا کردم تکلیف من و کاطم هم روشن بشه
ترس دارم
هفته آینده پیش مشاور جدیدی میرم....
امروز برای روز مرد ماگ خریدم
دفعه بعد که رفتم چیزی میخرم میبرم براشون....
خدایا عشقها رو در دلهای ما زیاد کن...
من بینظرم.......ما را در سایت من بینظرم.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114