از ولنجک تا بلوار کشاورز

خرید بک لینک

روز دوشنبه هق هق کنان از زیر گذر ولنجک تا پارک وی

داد زن ،خدا را صدا زدن،دلسوزی برای خود،تصمیم جدی برای خودکشی،تصمیم به خداحافظی از همه چیز و همه کس...

تصمیم به مردن در سی سالگی، جلوی چشمانم شیرین و کسی همه ی کسانیکه دوستشان داشتم و رهایم کردند...

مردنی هزار باره در طی ۸ماه و دردی که دوا نمیشود

و چنان انتظار،انتظارو انتظار

و راه به کجابردن؟ندانستن....

عظمت و عمق تنهایی..

بیکاری

بی پولی

بی عشقی

رنج

داد و هق هق زیر پل

و راه رفتن راه رفتن

فکرکردن به اینکه چطور چرا چه شده است؟

سهم من از این همه رنج چیست

و خدارا بر ای میلیونم بار صدا زدن و جوابی نشنیدن...

نمیدانم این راه به کجا خواهد رفت...

از امشب نذر تا ۲۹اسفند کرده ام

شنیدن آهنگ،مدیتیشن کردن،ذکر با تسبیح....

آخرین سنگر سکوته..

کاش اگر دستی هست مرا محکم نگه دارد و دچار رنج نکند....

هیچ نمیگویم دیگر سکوت تا۳۰اسفند...

من بینظرم.......

ما را در سایت من بینظرم.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 0:26

صفحه بندی