بالاخره...

خرید بک لینک

عشق می ورزم به خودم

بخاطر صبرم بخاطر سکوتم بخاطر تلاشم بخاط اینکه پایدارم سربه راهم هدف دارم سخت کوشم

هرچند این جامعه این را نمیخواهد

گاهی بغض میکنم گریه میکنم بخاطر خودم جوانی ام سختی هایی که میکشم و میپرسم اگر نشد بمانم ارمنستان چه اگر واللللدووورففف و گروه ما منحل شد و تمام شد چه اگر اگر اگر مجبور به ترک تهران کردم چه....

نمی دانم چه میشود

حتی اگر امسال رویایی باشد شیرین بود حتی اگر این دورهمی تمام شود و من به خانه برگردم بازهم ارزشش را دارد

خوابگاه بسیار آزارم میدهد،اما دلم در ماندن در خانه هم نیست و تنها راه رفتن به ارمنستان و گشایش این راه است

تنها آرزویم خوابی راحت و سکوتی طولانی اسد

کاش بشود در این خراب شده سکوتی برقرارشود

وزودتر مشخص شود ومن از این کشور بروم چرا که احساس میکنم دستی روی گردنم در حال خفه کردنم هست....

نمیدانم نمیدانم

تمها آرزویم الان رفتن از خوابگاه هست و خانه ای و همخانه خوب و آرامی داشتن

اگر دیگر معلم شدن و راه یوررریتمییی ووووالللللددددووورف نتیجه ای ندهد به خانه برمی گردم زبان انگلیسی و آیلتس می دهم، زبان آلمانی را تکمیل میکنم و از ایران می روم....

خدایا خودت کمک کن این هفته آنی و معلم آلمانی جواب نامه رو بده و زودتر تکلیف ما مشخص بشه...

ایستگاه پنج توچال رو فتح کردم حالم خوبه تیک زدم هدفم رو..

تا آخر آذر کوه درکه می روم...

من بینظرم.......

ما را در سایت من بینظرم.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:09

صفحه بندی