خ مثل خانواده

خرید بک لینک

حس میکنم یه نحسی یه بختک هست روی خانواده ماست

هیچ جوره باهم خوب نیستیم

کینه هامون نمیکنه

امشب صحنه روبرو شدن یوسف و برادراش دیدم

ننه گفت ببین از هم کینه نداشته باشید.. ببین برادراش چیکار کردند

فردا هر کدومتون زیر یک ستاره هستید...

یعنی میلیون ها سال نوری از هم دوریم

بعید نمیگفت...

کیلومترها از هم دور میشیم زیر آسمان خدا.

خدا کمک کنه...

دعواهامون تموم شد...

فردا میریم برای گرفتن خانه..

بلیط رو گرفتم

مونده خانه

یکماه دیگه هم گواهینامه رانندگی میاد

میخوام برای صادق یه دستگاه سفارش بدم بیاد بخاطر کمکش...

احمد، شیرین، فاطمه از من دورند

شبیه جو خوابگاه

دیگه هیچی برام مهم نیست کاش خونه نبودم... طلا هم این هفته میاد

امروز تمام آنچه که در دلم بود گفتم...

از بحث مهریه تا احمد که نمیخواهد کنارم باشد و مثلا برادرم هست....

چقدر دلم یک سفر خوب میخواهد

احتمالا دی بریم قشم و بهمن بریم کویر...

کاش خانواده من هم حسادت و کینه کمتری داشتند....

حیف از دست من دیگه گذشته....

حیف که دلتنگم اما جای ماندن نیست

و من تلاش برای رفتن کنم شاید دوری ما را به هم برساند...

من بینظرم.......

ما را در سایت من بینظرم.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 23:45

صفحه بندی