من بینظرم....

متن مرتبط با «خیابان» در سایت من بینظرم.... نوشته شده است

خیابان در پاییز

  • نیلوبلاگ

    یهو دلم عمیقا سکوتهای عمیق خواستشبیه اون سکوتهای مساجد... نمازخانه های کمپ مدرسه مسجد... آجرهای خوشرنگ و حسی خوب... چقدر دلم پاکی خواست... دلم میخواد برم از کتابخونه... کتاب ا. یک. یک هنوز تموم نشده ولی به راه رفتن و سکوت نیاز دارمدور از هیاهوی خیابانکاش میشد سکوت کتابخانه را با خود به خیابان برد و راه رفت... رفت و رفت تا گذشته های دور نه سالگی ده سالگی نماز خواندن روزه دوستی ها راضیه مرضیه و.... شبیه حس شاهچراغ، سیدعلا الدین حسین... چقدر دلم شیراز خواست... اگر جمعه امامزادهاسحاق نرفتیم میرم شیر...

    ادامه مطلب
  • دختری تنها در خیابان 16 آذر

  • نیلوبلاگ

    گرفتار نحسی شدم هرچی آب میجویم، تشنگی بیشتری نصیبم میشه... تکلیف کار مشخص شد، دیگه نمیرم چندجامصاحبه رفتم مشخص نشده هنوز همچنان قرض و کلاسها به راهه و مهمتر از همه با رحیم برای کار کتاب دعوا کردم و تمام...xa0 بدهی هام دارند جونمو بالا می آورندxa0 امشب بعد از شبی که با اشکان جلوی مترو میدون ولیعصر تموم کردیم و روزهایی که دق مرگ گرفته بودم برای سینا، بدترین شب زندگیم بود... خسته تنها زخمی بیکس... از انقلاب تا فلسطین تا کوچه طوس تا هتل اسپیناس گریه کردم به اینکه شکستم بارها و بارها وxa0 دقیقا فهمید...

    ادامه مطلب