
هیچ تضمینی هم نیست کسیکه آدم خوبی است و مذهبی است تو را دور نیندازد! چقدر خوبی کردم و کنار آمدم اما بخاطر مذهب و دین پوچش مرا کنار گذاشت...دیگر حوصله ماندن ندارم.... از خانه هم فراری ام.... مجبورم بمانم.... کتابها لباسها مدارک ماندهخسته ی خسته ام... عشق هیچ وقت راهگشا نبودههرکسی تو را بخاطر خودش میخواسته من احمق بودم که با احساس میخواستم زندگی کنمچکار میکنیمیعنی تموم شدرا هی نیست رسما جداشدیم حتی گفت بروفقط بخاطر کلاس هفته آینده موندم.... ؟؟؟؟ بخاطر نماز دو سال خودمو پای این آدم گذاشتم... حداقل ...
ادامه مطلب
این روزها خیلی حال و حوصله ندارمدرگیر هدفم هستمالبته امروز بخاطر جو غم، خوب نبودم عجیب مرگ چقدر عجیب و غریب و نزدیکه... شکاریم یکسرهمه پیشه مرگ.... میخوام تا پنجشنبه بخونم کلمات سطحA1 تا 1 رو برای کنکوربعد آماده بشم برای گرامر و موارد دیگر... بخوانید...
ادامه مطلب
خیلی وقته که ننوشتماز خونه اومدم بیرونحالم بهتره... زندگی مرا با خود میبردبرای دکترا کم و بیش میخوانمبه توافقاتی تا حدی با استاد رسیدمچندتا آزمایش بریم مربوط به خون و ژنتیک..و اینکه هنوز به ننه راجب مهریه نگفتمفردا اسباب کشی دارند و از مرووو دددششششتتتت می رونددلم میگیرهببینیم چی میشه...رفته شمال و من در خانه تنها هستمجالبه دلم گرفتهآرزوهایی که دوسال پیش میخواستم الان رسبدمو راحت و آروم در خانه خودم هستمتحمل سکوت رو ندارم و ذهنم دیوانه شدهخدایا شک ت بخاطر چیزهایی که دارم و میخواستم و الان دارمشک...
ادامه مطلب
6ماهه خیلی تغییر کردم و سختی ها مرا نرم کرد، سختی های رابطه را میگویم... رابطه یعنی کنار آمدن.. تغییر کردن بخاطر طرف مقابل... مسئولیت پذیری، دیگر تنها نبودن، کنار آمدن، آستانه تحمل را بالابردن، سخن، بحث، استدلال و... چقدر جالب و سخته.... دوستی، عشق، رفاقت، خوشی... سختیها سخته خوشیها عالی... بقول زهرا وابسته شدم ولی رشد کردم.... و استاد منو مدام ارزیابی میکنه و با عقل تصمیم گیری میکنه مثل من نیست، من وابسته پول و غذا و... شده ام.... آه.... باید رابطه رو کمتر کنم... بیشتر به خودم فکر کنم... کنار خ...
ادامه مطلب
شرایط فراهم شدن کسیکه دوسال پیش ازش خوشم اومده بود امیر آهنگسازی که کتاب خوندن رو دوست داشت و منم با کلی صحبت کردن باعث شدم بگه همو ببینیمxa0 خلاصه نشد هموببینیم اما این هفته احتمالا فرداشب مشخص میشه که همو ببینیم.. چه حس عجیبی که باز هم بعداز5سال یکنفر رو بخواهی و احساساتت رو به خروش بیاره البته شایدم حس منه فقط... دیدارهمه چیز رو مشخص میکنه این روزها عجیب دلم عشق میخواهد رفتم کلیسای حضرت مریم و کلی دعاکردم و کمک خواستم..xa0 دختره آرزو توی نمازخونه خیلی از خدا گفت و دلم رو روشن کرد...xa0 امیدو...
ادامه مطلب
روزها می روند و می آیند مشغول پیداکردن خود،راه زندگی،چه بودنم،برنامه زندگیم هستم... امیدوارم تااسفندتکلیف دانشگاه خارجی،ویزا،رشته وزبان وزندگی درتهران مشخص شده باشد......
ادامه مطلب
روزگاری اینجا طوفانی برپا شد... طوفانی از عشق و امید...روزگاری اینجا طوفانی برپا بود... طوفانی از یاس و ناامیدی...روزگاری اینجا طوفانی برپا بود... طوفانی از فراق و خطا...و روزگاری رسید که اینجا تلاتمی از دلتنگی و تردید، شک و یقین، حسرتِ خاطره و دیدار...
ادامه مطلب