شرایط فراهم شدن کسیکه دوسال پیش ازش خوشم اومده بود
امیر آهنگسازی که کتاب خوندن رو دوست داشت
و منم با کلی صحبت کردن باعث شدم بگه همو ببینیم
خلاصه نشد هموببینیم
اما این هفته احتمالا فرداشب مشخص میشه که همو ببینیم..
چه حس عجیبی که باز هم بعداز5سال یکنفر رو بخواهی و احساساتت رو به خروش بیاره
البته شایدم حس منه فقط... دیدارهمه چیز رو مشخص میکنه
این روزها عجیب دلم عشق میخواهد
رفتم کلیسای حضرت مریم و کلی دعاکردم و کمک خواستم..
دختره آرزو توی نمازخونه خیلی از خدا گفت و دلم رو روشن کرد...
امیدوارم زندگیم بهتر و بهتر بشه...
متاسفانه امتحان آلمانی رو مردود شدم... نمیدونم
ترم بعد چی میشه...
کاش بشه اتفاقات خوبی بیفته
قرضهامو هنوز ندادم...
قسط و پول کلاس
همه چیزو به خدا سپردم
واینکه نقطه روشن من، بازگشت به کار کتاب بود و دارم فروشنده کتاب میشم چیزی که همیشه آرزوم بود
با قلبی آرام و آسوده مبخوابم
من هرچی بخوام رو بدست می آورم، پول، امیر و حس خوب و خوش شانس و زیبایی و خونه و دوستهای خوب.... استخدام در کارم و بعدهم رفتن سراغ علاقه مندی هامو....
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن...
روزهای عجیب این روزا...
ما را در سایت من بینظرم.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178