مدتی بود بخاطر مشغله فکری، خونه، آزمون، نتایج و... نیومدم و سرم گرمه اینستاگرام و فیلما بود...
بازم نصف شبی بلندشدن که بگم بازم سرنوشت منو در دو راهی گذاشته نه دکتری و نه آزمون استخدامی قبول نشدم و حرف دلمو به استاد گفتم... اونم باوجود رتبه 1 اجازه ورود پیدا نکرد شاید قانون عوض بشه با کمک دوستش و وارد دانشگاه بشه...
بازهم یاد بیماریهای گذشته ام میفتم، دنبال مدرسه ام که دو، سه روز بابچه ها باشم تا دق نکنم و امیدی در من روشن شدو...
دیرتر میرم خونه... دیگه حوصله فضای مجازی رو ندارم...
کاش بتونم با بچه ها ارتباط بگیرم...
برنامه ی خوندن زبان دارم شاید استاد اومد و باهم رفتیم آلمان برای تحصیل... راهها در حال بررسی است و من سردر گم
.
من بینظرم.......ما را در سایت من بینظرم.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63