تهرانم
در کنار یار
روزهایی عجیب گرم و خاکستری
روزهایی که سرگیجه ی دانستن و ندانستن هاست...
میگردیم بدنبال خانه ای که رویایمان باشد و بسازیمش
تنها عشق ما را گرم نگه داشته... او تجسم عشق و مهر است... او مهربانترین موجودی است که تابحال دیده ام حتی از پورم مهربانتر...
گاهی میگویم شاید تو شیطانی... شاید فرشته ای و من در زندگیم چه کرده ام که تو آمده ای....
حالم کنارت خوب است محبتت مرا صیقلی داده است... کنارت شادم من خوبم... و عشق همه چیز را حل می کند...
خانه دادگاه و اسباب کشی...
کنار او بودن افتخار من است
بزرگمردی که تابحال نشناخته ام او مثل شعر سبدی سهل و ممتنع است
یک بوسه اش مثل ده سال زندگی است
تازه میفهمم حافظ و سعدی چه میگویند....
من بینظرم.......ما را در سایت من بینظرم.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66