روزها...

خرید بک لینک

مدت زیادیه ننوشتم از دعوای عروسی وحنابندون گرفته تا تنشهای خودم و فاطمه و خانواده بر سر خواستگارش...

گذشت.. چه هفته ی سختی بود

همیشه تیرماه بخصوص اخرای تیرماه بحث و دعواست و حال بدی...

با طلا دنبال خونه هستیم از جمالزاده تا کشاورز و اطراف دانشگاه... امیدوارم خونه ی شیک و خوبی پیدا کنیم....

آزمون آموزشو پرورشو بدم و قبول بشم نتیجه ی. دکتری مشخص بشه زودتر...تا اخرمرداد

و دادگاه برنده بشم و شکایت و اعاده حیثیت کنم و دهنشو رهای کثافتو سرویس کنم...

دلم گرفته تنگه... چقدر دلتنگ استاد هستم... تا به حال آنقدر دور نبودیم...آدمی تشنه ی محبت است و زنده به عشق...

خدا خودش کمک کنه....

خدایا حالمو خوب کن

کاش بتونم بازم یوگا رو شروع کنم... خیلی سخته.... آرومم کن

من بینظرم.......

ما را در سایت من بینظرم.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1402 ساعت: 12:42

صفحه بندی