آه آه آه
خاطره ها، حرف ها، دردها
انقلابی به گلوی سوخته و حرفهای بر زبان نیامده
لبت کجاست که خاک چشم به راه است...
و دردهای ناگفته و مانده شده در عمق غریبانه ی یک ملت..
و درد و لذتی درآمیخته در شکم...
سخت جانفرسا و بزرگ
فریادی خفته
چشمها
خاکها
دردها
درد هم آغوشی
درد بزرگ شدن در 25سالگی،در 29 سالگی
خوابیدن و فراموش نکردن
تمام نشدن عمیق ترین حافظه ها
و رفتن و رفتن و رفتن
قربانت شوم
چه از تو مانده
درد و اشک و حسرت
کاش میدانی بودم شبیه انقلاب
آنوقت آرام آرام از آن بالا میرفتم
و آزادی ام... عشقم.. بدنم... را از زندگی می گرفتم...
و به ملت 45سال سکوت میدادم
و زخم ها را میشستم
وای کاش
و پدر
و اینکه چرا انقدر دیر آمدم و معلوم نیست کی کجا و چگونه حقم را می دهند...
کجاست کجاست کجاست
راه کجاست...
اشک را یارای گشایش راهی نیست...
و آنگاه فراموشی واژه ای قدیمی است
به کدامین راه آویزان شوم....
کاش این زن بزاید
کاش کاش کاش....
صدای نوزاد درد بیاید بخندد بگرید...
و من از دردم خرسند شوم که کودکی دارم از گل خودم آن را سرشته ام...
بزای
فریاد بکش
مو پریشان کن
بخواه بطلب
آی آی آی
آیا مرا میشناسید مرا میشناسید؟
و آه....
آه لحظه ای آمد آمد آمد
و امید به سان سلام کردن بچه ای خجالتی سر کلاس است...
کاش کودکی باشم پر از آب اشک و آه و ناله های وزارت درد در من رسوخ نکند
سلام سلام منم کودکی درآمد حاصل از فروش انواع تابلوهای نقاشی های سه بعدی و زیبای درد
نکند دل بکنی
نکند
نکند
آه دل سنگزار من من من
دل من
حوصله کن
رسوخ چکه چکه های تو مرا مجاب ماندن میکند
شاید بسان عشقی، آغاز عشق در 16سالگی
آه خنده های نمکینت مرا میخواند
منم که موزه ی دردم
سنگ صبور صورت حوادث
و نمایش تو بدون هیچ تشویقی...
هزار و سیصد و دردم
آرزومندم...
رنگین شبا شبانه روز ۱۳٩٠ و کلمات، کلیدی راهی نشان نمیدهند...
تسبیحات اربعه در قالب یک پکیج آموزشی کامل و بدون نیاز به برنامه
آه دستم را بگیر بگیر بگیر
عزیمت عزیزی به غربت نباش
تاکی تاکجا تا کجا بشوی مرا
مراسم دردم شرکت کن
مرا کفن کنید تا از این جا کوچ کنم به هرجایی
.....
لبت کجاست که خاک چشم به راه است...
18آذر 139u202a9
خونه محسن. خوش
چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۹ | 15:9 | پارسیفال |
من بینظرم.......ما را در سایت من بینظرم.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 131